تبليغاتX
کاکه‌ سه‌نا

کاکه‌ سه‌نا

یاواپێم نامه‌ی شیرین خیتامه‌ت # ده‌ک ده‌ک نه‌ڕێزۆ سه‌رپه‌نجه‌ی خامه‌ت

نیشتمان

"هاوسێم"، چرۆی شۆخ وشه‌نگی

تازه‌ له‌دایک بووی

ناو دارستانی پیره‌ "ئاوێستای"

                         روومه‌ت نوورانی،

'سه‌رینم"،به‌رده‌به‌گی باڵابه‌رزی ڕووته‌ڵه‌ی قنج وقیتی

                        شه‌وانی ته‌نیاییم

"عه‌تریشم"بۆنی کچه‌گیای!

                       تازه‌ پێ گه‌شتو 

"چاوه‌ڕوانیم" سه‌مای تاقه‌به‌ردی

                      دوورله‌ تاسه‌ی پێکه‌نین

"عه‌شقم" ختووکه‌ی !تاڤگه‌ی

                     به‌خته‌بارانی شاباش کراو

"هه‌ناسه‌شم"سروه‌ی

مانددووی تووله‌ڕێی"سه‌روخێشک"ی            

 

                 پیری"عه‌وداڵان"

 

من له‌مه‌زیاتر لێره‌ ناڕۆم

وازم لێ بێنن ،نا.... نا.. ناڕۆم

 

تا شه‌وانی چاوه‌ڕوانی

          و

تاسه‌ی پێکه‌نین

         و

تاڤگه‌ی به‌خته‌بارانی شاباش کراو

                     و

سروه‌ی ماندوو

                 و

چرۆی تازه‌ له‌دایک بوو

بۆنی کچه‌گیای

تازه‌ پێ گه‌یێشتوی

 ئه‌م ووڵاته‌ پڕله‌تاسه‌ی

هه‌واره‌که‌ی "قیبله‌ی سه‌یدی"م

له‌گه‌ل خۆم به‌رم    و

له‌گه‌ل ماچی ئه‌م نیشتمانه‌م

کۆی که‌مه‌وه‌

      له‌ ژووری ژووری سه‌رم دا

               بیخه‌وێنم

                  و

نوێژی"شالیاری"

         بۆبکه‌م

           و

سوجده‌ی بۆ به‌رم

                                                             بورهان هه‌ورامی -  هه‌ورامان 2009-05-13

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 0:51 AM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

 

اورامان؛ خاستگاه آيين زرتشت است


خبرگزاري ميراث فرهنگي_ گردشگري_ مصطفي طاهري، کارشناس مردم شناسي_ روستاي بزرگ و تاريخي اورامان تخت از توابع شهرستان سروآباد در استان کردستان ميان سلسله كوه‌هاي تخت و شاهو و كوسالان قرار گرفته‌است كه از جنوب به شهرستان پاوه از شمال به شهر مريوان از غرب به سلسله كوه‌هاي تخت و از شرق به شهر سروآباد منتهي مي‌شود اين روستا با 640 خانوار و 3000 هزار نفر جمعيت در فاصله 46 درجه و 14 دقيقه تا 46 درجه و 28 دقيقه طول جغرافيايي و 35 درجه و 16 دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد.
اين روستاي زيبا و کم‌نظير در دره‌اي با صفا و سرسبز با چشمه‌ها و باغ‌هاي زيبا قرار گرفته‌است. دره اورامان در امتداد سلسله جبال تخت بين کوه تخت و قلعه معروف اورامان که نظاره‌گر خانه‌هاي پلکاني سنگي با پنجره‌هاي آبي رنگ ساخته شده، واقع است.
اما نگاهي گذرا به غارهاي اطراف و نقوش‌هاي متعدد روي صخره‌ها و تخته سنگ‌ها، فرهنگ عامه، آيين‌هاي سنتي، صنعت‌هاي دستي، ادبيات عرفاني درمي‌يابيم که ساکنان اين روستا بازماندگان اجدادي هستند که غارنشيني، کوه‌نشيني و دوره شکار و گردآوري و روستانشيني را تجربه کرده‌اند.
آري خودکفايي در پوشاک، ابزار، طب سنتي، خوراک، آداب و رسوم و جنبه‌هاي ديگر زندگي گواهي ديگر بر اين مدعا است. چراکه هميشه اصالت و قدمت به مردم و قومي است که کورکورانه تقليد نکرده باشند، بلکه هرآنچه در خانه در کوزه و بر سر سفره و هرآنچه که بر تن داشته باشند، حاصل توانايي کوشش، ذوق و سليقه و مهارت افراد آن قوم يا جامعه باشد.
اوراميها با دانش بومي خود در بستر زمان از تمامي عناصر طبيعي منطقه سودجسته و از اين طريق ضامن بقاي خويش در برابر ناملايمات زمانه خود بوده‌اند. استفاده از غار به‌عنوان پناهگاه در مقابل حيوانات وحشي و درنده، استفاده از گياهان وحشي براي غذا و درمان بيماري‌هاي مختلف، استفاده از چوب درختان سخت، جهت ابزارسازي و صنايع‌دستي، استفاده از شکار جهت تغذيه و لباس و ظرف آب و غيره. همه و همه کانال همواري است که انسان امروزي را به گذشته‌هاي بسيار دور رهنمون مي‌سازد.
گذشته نزديک‌تر را در اورامان با آيين‌هاي سنتي به نظاره مي‌نشينيم. روستايي که موبدان زرتشتي آتشکده‌هاي اروميه براي حل مشکلات اجتماعي سياسي و ديني خود دست به دامان مردان انديشمندان نشسته‌اند. آري اورامان خاستگاه آيين زرتشت بزرگترين دين جهان است. سرزمين بزرگترين آيين‌هاي باستاني دنيا ازجمله مراسم هرساله پيرشاليار که برگ زرين ديگر بر اين مدعا است. سرزمين مهر پرستي سرزميني که دخترک اورامي براي درمان ميخچه پايش با زمزمه اشعاري کهن از خورشيد طلب استمداد مي کند(مانگ له تازه مانگ له تازه بيه مانگ له کوني چيش په نه که ردا).
شواهد نشان مي‌دهد که ساکنان روستا فراواني در نعمت را تجربه نکرده‌اند و همين هم رمز موفقيت و اصالت و دانش اين مردمان بوده است. کمبود آب، زمين، راههاي ارتباطي، صعب‌العبور بودن منطقه، باعث شده که ساکنان آرام ننشينند و از تفکر و قدرت خويش براي ادامه زندگي بهره جويند. کمبود آب و زمين است که ساکنان روستا را به روش‌هاي منحصربفرد استفاده از اين دو رهنمون شده است و صعب العبور بودن و عدم ارتباط بوده که اورامي‌ها را به مرز خودکفايي رسانده است و اين خود به تنهاي براي اثبات اصالت و نجابت کافي است.
اهالي روستا آب و زمين را مقدس مي‌دانند و از اين جهت کمر همت بربسته‌اند تا قطره‌اي آب هدر نرود و اندک زميني باير نماند. سخت‌کوشي‌شان در باغات تراس‌بندي شده روي شيب‌هاي تند و چشمه‌هاي جوشاني که از دل کوه‌هاي سخت خروشانند، نمايان است.
روستاي اورامان تخت موزه زنده‌اي است که هنوز هم حيات اجتماعي و اقتصادي گذشته به همراه زندگي سنتي و بومي در ارتباط با بستر طبيعي پيرامون دارد و بسياري از تجربيات زندگي ديرين بصورت کم‌رنگ‌تر از گذشته و کاملا واضح به‌چشم مي‌خورد. تعامل انسان و طبيعت در اين ارتباط کاملا به همان شيوه کهن حفظ شده است.
مردم اين سرزمين به طبع کوهستان بلند و اهورايي که خلوتگاه دنج زمزمه‌هاي سبحاني است در مکتب‌هاي تصوف و عرفان رازها آموخته‌اند و هنوز هم در عصر ماشين و غوغاي ماديات در گوشه‌هاي خلوت اين ديار هستند اهل دلي که خالصانه رو به درگاه حق نوا سرمي‌دهند در اين ديار تنها تصوف و عرفان نيست که که از دل نوا سردهند بلکه بوده‌اند اديباني که بر تارک قله‌ها با نور و روشنايي دمساز گشته‌اند و اکنون بر زبان و چشم نمي‌آيند شاعري چون محمدسليمان مشهور به صيدي اورامي که بر دوزبان ديگر(فارسي و عربي) تسلط کامل داشته و با اين دو زبان نيز شعر سروده است.
تنها صبر و استقامت، سخت‌کوشي، عرفان، تصوف و شعر و موسيقي نيست که مردم اين ديار را منور مي سازد، بلکه دلي دارند، چو دريا. اورامي‌ها مردمي خونگرم، مهربان و نوع‌دوست هستند. همياري و همکاري در ميان آنان مثال‌زدني است در مشکلات و مسايل زندگي در ازدواج و در زمان شادي غم و اندوه يار و ياور همديگر بوده و هستند. شادي همسايه و هم روستايي را شادي خود و غم آنان را غم خود مي‌پندارد و اين راز است که در عروسي‌ها نياز به دعوت و کارت‌پستال نيست و در سوگواري‌ها همه اندوه به دل زانوي غم به دست مي‌گيرند. مردمي خونگرم، مهمان‌نواز، خوش برخورد که با سلامي به دلشان راه مي‌يابي و با عليکي به درون خانه‌شان. در اعتقادشان چون کوه صبورند و مقاوم اما براي پيشرفت در زندگي چون موم نرم.
اورامي‌ها اکنون خوش نشينند و خوش خوراک و شيک‌پوش و اگر از در و نماي خشکه‌چين بيرون خانه‌شان بگذري در درون با مبلمان و دکوراسيون شهري مواجه مي‌شوي و روي فرش خانه سفره‌اي رنگين.
بگذريم از اصالت و دانش و غيره‌اش و به ميان طبيعت افسونگرش آنجا که صداي دلنشين اهورايي سياچمانه تمام دلها را به سفري بي‌انتها فرامي‌خواند... و آنجا بازخواني خاطرات خوشايند و ناخوايند زندگي پرفراز و نشيبي که لحظه لحظه آن با کوه‌هاي سر به فلک کشيده و طبيعت زيباي اين ديار عجين شده است.
در ميان درهاي دلتنگش آنجا که صداي زنگ گله آدمي را خيره مي‌کند راستي اين چه وادي است که اينگونه چون فريبا دلربا است اگر به ميان کوههاي سر به فلک کشيده‌اش پابگذاري تنها آواي کبکان خوش خرام نيست که دل را مي‌فريبد، بلکه گياهان خوشبوي وحشي‌اش که نسيم دره‌هايش آنان را وزان کرده است با زبان بي‌زباني آدميان را به‌سوي خويش فرامي‌خوانند.
اورامان را بايد ديد نه در فيلم و تصاوير بلکه بايد توشه سفر بربست و بال سفر گشايي.
+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1387ساعت 9:36 PM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

پس مانده  شیشه های مصرفی،خنجری بر دل طبیعت

رها نمودن شیشه های مصرفی مواد غذایی ،نوشابه ها،بطریهای دلستر،استک وسایراین مواد پسامد زندگی به ظاهر مدرن! امروزی است که دنیای سوم بناچار وسرگردان دراین مدار پر تلاتم قرار گرفته وبدون درنظرگرفتن عواقب مصرف این مواد که مانند مین های  درحال انفجار ،اما خاموش! درکوچه وپس کوچه ها ،جداول خیابان ها که میبایست آب روان وپاک در دامن آن مشاهده میگردید ! با آن  خیابان هایی آنهم با کوله باری از دست اندازها وچاله های حفاری شده که گاهی چرخ خودروها آنها را بالاجبار آسیاب کرده اما خود نیز قربانی آن شده و پیشانیش به خاک خواهد کوبید؛ متاسفانه گاهی  بشر بی توجه از روی آن میگذرد ویا به وسیله کودکان وحتی نوجوانان عاشق فوتبال ، آن را به سویی شوت خواهند کرد  وبا برخورد به مانعی با صدایی دهشتناک ودلخراش با خورد شدن وتکه تکه شدن  به سلولهای سرطانی دیگری در محیط زندگی ما تبدیل خواهد شد،فارغ از آن اگربه حاشیه به اصطلاح شهرها وکمی دورتر ازآن به محل دفن زباله های شهری وبدتر ازآن ،آنسوی دفن به اصطلاح بهداشتی زباله های شهری !! ،به تفریحگاهها،پارکها،وچمنزارها روی آوریم ،به این منظره زشت ناشی از بی توجهی بسیاری از ما که برای خنک کردن خود اندکی از آن آب قند! بسته بندی شده که طبعاٌ خود نیز دارای مضراتی برای بدن ( اگر بدین منوال وشیوه ی بد درمیان مردم مصرف گردد) میباشد ،مینوشیم وشیشه آن را بدون توجه  به آلودگی آن ،به اطراف پرت خواهیم کرد .راستی تاکنون از خود سوال کرده ایم که با این عمل نامتمدنانه ! خنجری در دل طبیعت ومینی خاموش  اما غیر نظامی ! را درکنار خود کاشته ایم؟! خنجری که لبه تیزش دائماً رو به ماست ومینی که ضامن آن در دست ما نیست. متاسفانه این مواد به هیچ عنوان قابل تجزیه درطبیعت  نبوده وسالها به عنوان دشمن طبیعت ،دردامنش خواهد ماند.

یکی ازاین بسته بندیها،که به تازگی ودرهمین چند سال گذشته با تبلیغات بسیار بالا وارد بازار شده است وطرفداران زیادی درمیان جوانان ونوجوانان داردکه درسوپرمارکت ها،وحتی درمیانراهها به فروش میرسدو درفصول گرم سال مصرف آن بالا رفته ودرسر سفره ها به چشم میخورد وبعد ازمصرف ،بطری آن درمیان کوچه ها،خیابان هاوپارک ها ودامن طبیعت رها میگردد بدون آنکه برنامه ای برا ی جمع آوری آن حتی بصورت غلط! دریکجا ویا بصورت صحیح برای بازیافت وجود داشته باشد.نگاه کنیم به بازیافت مواد زباله ای تجزیه ناپذیر درکشورهای دیگرآنسوی دنیا،وحتی درکشورهای درحال توسعه دیگر که بطور جدی پسمانده مواد زائد مانند شیشه،مواد فلزی،کاغذ وغیره را بطور جداگانه باآموزشهای برنامه ریزی شده ومستمر دررسانه های گروهی  (تلویزیون،رادیو، روزنامه و..)جمع آوری وبه محل بازیافت  انتقال میابد که هم محیط زندگی وزیست را آلوده نخواهد کرد وهم میتواند کسب درآمدی برای خانوارها وکسانی باشد که دراین چرخه وعمل متمدنانه قرار دارند .دراین کشورها مواد غذایی درانواع  واقسام وبصورت متنوع بسته بندی شده وبه بازار عرضه میشود، اما حداقل برای جمع آوری آن چاره ای اندیشه اند،بطوریکه بیشتر بطریها را ازفلز ساخته اند(هرچند آنها هم تجزیه نمیشوند) اما دست کم به راحتی جمع آوری شده و به علت عدم شکنندگی وقابل کمپرس، در طبیعت واطراف پخش نمیشوند.این نکته بسیار مهم بوده ومیتواند توسط مسئولین قابل پیگیری باشد.

مطالعات انجام شده شاهد آن است كه محل دفن زباله های شهر اورشلیم قدیم در دره Kidnan قرار داشته است. در آن زمان مواد آلی زباله شهر به كود تبدیل شده و مواد غیر آلی سوزانده می شده است. این شهر در آن هنگام دارای كانال كشی فاضلاب بوده به طوری كه شاه داود كه برای جنگ به اورشلیم آمده بود افراد خود را به وسیله این كانال وارد شهر كرده و شهر را تصرف كرد و طبق اسناد باستانی، خیابان های شهر اورشلیم روزانه به وسیله ساكنین هر خیابان تمیز می شد به طوری كه این شهر در زمان خویش از نظر نظافت منحصر به فرد بوده است.در تمدن هند نیز از ۶۵۰۰ سال قبل از میلاد دفع فضولات مورد توجه بوده و چینی ها در بیش از ۳۰۰۰ سال قبل راجع به مواد هوموسی و استفاده از كمپوست در كشاورزی قوانینی داشته اند. در اوایل دوران اسلامی، مقرراتی برای عبور و مرور حیوانات و وسایل نقلیه در اماكن عمومی و بازار ها وجود داشت كه برای جلوگیری از ایجاد گرد وخاك وضع شده بود. كم كم با رشد جمعیت و توسعه شهر ها خصوصاً در اروپا به مسئله زباله و دفع بهداشتی آن اهمیت داده شد. در سال ۱۴۷۳ كشور هلند كه در آن زمان مقام اول را در نظافت شهری داشت آشغال دان های ویژه ای در نقاط مختلف شهر آمستردام برپا كرد. اولین وسیله و یا كامیون حمل زباله و فضولات انسانی در ۱۷۵۰ میلادی به نمایش گذارده شد. در همان زمان كامیونی با تجهیزات بهتر از نظر حمل فضولات انسانی در دانشگاه Salamanc مادرید به نمایش گذاشته شد. در سال ۱۸۷۶ اولین زباله سوز به علت اشكالاتی كه در دفن زباله در انگلستان تولید می شد در آن كشور ها به وجود آمد و كم كم از انرژی حرارتی تولید شده از زباله استفاده های بسیاری به عمل آمد. اهمیت دفع بهداشتی زباله ها موقعی بر همه روشن خواهد شد كه خطرات ناشی از آنها به خوبی شناخته شوند. زباله ها نه فقط باعث تولید بیماری، تعفن و زشتی مناظر می گردند بلكه می توانند به وسیله آلوده كردن خاك، آب و هوا خسارت فراوانی را به بار آورند. به همان اندازه كه تركیبات زباله ها مختلف است خطرات ناشی از مواد تشكیل دهنده آنها نیز می توانند متفاوت باشند. لذا جمع آوری، حمل ونقل و دفع این مواد بایستی به طریقی باشد كه تاثیر خطرات ناشی از آنها در سلامتی انسان به حداقل ممكنه كاهش یابد.

این را به هیچ وجه نباید انکارو فراموش کرد که هرمملکتی درکنار دیگرملل وهمگام با تجارت جهانی ، با عرضه این مواد به بازار میتواند اقتصاد خود را رونق داده وبه چرخش درآورد ،اما قبل ازاین حرکت همگام با پیشرفت صنعت وتکنولوژی لازم است با برنامه ریزی خاص بخصوص آموزش ،مداخلات متمدنانه وبکارگیری تکنولوژی امروزی با همکاری بین بخشی درخصوص جمع آوری ودفن وهمچنین انتقال آن به محلهای مناسب وتعیین شده بازیافت زباله، جامعه را درجهت تحقق این اهداف یاری نماید.

سوال و آلترناتیو این نقد اینست که، آیا بازنگری درنحوه بسته بندی اینگونه مواد نوشیدنی حداقل با استفاده از بطریهای قلعی که میتواند به سهولت جمع آوری وبطور معنی داری از پراکندگی آنها درطبیعت ،کوچه وخیابان جلوگیری کرد وحتی برای جمع آوری آن به محل های بازیافت با استفاده از تکنولوژی امروزی که خوشبختانه درکشور نیز امکان آن وجوددارد نمیتواند مدنظرقرارگرفته ومورد توجه مسئولین و سرمایه گذاران  باشد .؟

ضرورت بازیافت زمانی بیشتر مشخص می شود كه بدانیم:
- برای تولید یك تن كاغذ جدید، باید ۱۵ درخت تنومند را قطع كنیم.
 - اگر از كاغذ باطله دوباره كاغذ تهیه كنیم در مصرف آب ۹۰ درصد، انرژی ۵۰ درصد سود برده و در كنترل آلودگی هوا ۷۵ درصد موفقیت كسب

 می كنیم.
  - برای آنكه یك لاستیك تریلی ساخته شود در حدود نصف بشكه نفت خام مصرف می شود.
- ۲۴۰ سال طول می كشد تا یك پاكت پلاستیكی تجزیه شود.
-  برای تهیه یك كیلو شیشه از مواد اولیه ۱۶ هزار BTU انرژی لازم است.
-
 برای بازسازی هر تن شیشه در مقایسه با تهیه آن از مواد خام در حدود ۱۲۰ لیتر نفت ذخیره می شود.
- در جریان بازسازی شیشه ها نسبت به تولید شیشه نو، محیط زیست كمتر آلوده می شود. برای مثال از آلودگی هوا ۲۰ درصد و از آلودگی منابع آب ۵۰ درصد كاسته می شود.
-  هر قوطی مستعمل آ لومینیومی را كه دور می ریزید،علاوه آلودگی محیط، در واقع مقداری انرژی تلف كرده اید كه معادل نصف حجم همان قوطی از مواد نفتی است.
-
مقدار انرژی كه تنها با بازسازی یك قوطی آلومینیومی ذخیره می شود، می تواند یك تلویزیون را به مدت ۳ ساعت روشن نگه دارد.
در صورتی كه یك تن آلومینیوم از داخل زباله جداسازی شده مجدداً به مصرف رسد در ۴۰۰ تن سنگ معدن و ۷۰۰ كیلوگرم كك و قیر صرفه جویی خواهد شد.در حدود بیست درصد زباله خانگی شهر تهران از موادی تشكیل شده اند كه دارای ارزش اقتصادی هستند و در صورت تفكیك زباله ها و بازیافت آنها سالانه ۹۲۸۵۶ تن پلاستیك، ۵۲۲۳۱ تن شیشه، ۶۰۵۶۳ تن كاغذ و مقوا، ۲۵۱۴۸ تن انواع فلزات كه در زباله خانگی شهروندان تهرانی است بازیافت خواهد گردید.

سوال دیگر ازجامعه واز خود تا رسیدن به هدف فوق ،اینست که آیا ما نیز که مصرف کننده این محصولات  هستیم ، درقبال آلوده نکردن محیط زیست خود مسئول نیستیم، که حتی یک آموزش ساده به خانواده وفرزندانمان و درمحیط های آموزشی مانند مدرسه ودانشگاهها میتواند نقش ارزشمندی دراین راه داشته باشد؟ باید اعتراف کرد که ،فرد فرد ما مسئول جمع آوری صحیح  آن برای کمک به یک هدف مقدس همانا نجات طبیعت وپاکیزه نگهداشتن اطرافمان بخصوص کوچه وخیابان که ممکن است خود ویا اتومبیلمان هدف بعدی دربرخورد با این مین خاموش! باشد.

 

                                                                        برهان اختر کارشناس بهداشت عمومی  

                                                                                         زمستان 87

                                                  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 11:1 PM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

ماڵئاوایی

که‌ده‌مم هێنا بۆ لێوه‌کانت

مه‌زه‌ی ماچی نیشتمانی پێ بوو

که‌گوڵم هێنا بۆ پێشوازیت

هێمای عه‌‌شقی ئێوارانی پێ بوو

که‌ ده‌ستم هێنا بۆ په‌نجه‌ی گه‌رمت

هه‌موو له‌نجه‌و سه‌مای باڵاتی پێ بوو

نیشتمان هات! ماچی له‌گه‌ڵ خۆی برد

گوڵ هات، عه‌‌شقی لێ سه‌ندم !

ئاسمان هات باڵاتی لێ گرتم !

به‌ڵام داخه‌که‌م تۆ نه‌هاتی گیانه‌

ئه‌م هه‌موو ئازاره

‌ منی برد

و

له‌ناو رۆ‌‌‌حم دا نوقمی کرد

و

له‌ناکاو

له‌گه‌ڵ ماچ و گوڵ و نیشتمان؛ ماڵئاوایی کرد

 

بۆرهان هه‌ورامی

مه‌ریوان 2008-10-25

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 11:3 PM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

 

سه‌رچاوه‌:مانگ نامه‌ی"راسان"ژماره‌ 20 پووشپه‌ری 1387ی هه‌تاوی

وه‌رگێڕ:بورهان هه‌ورامی

زمان ومافی مرۆڤ

ئاماژه‌

وتاری خواره‌وه‌ له‌ ژماره‌ 20ی راسان بڵاو بوه‌ته‌وه‌ که‌ له‌لایه‌ن به‌رێز"کلۆدپیرۆن"یه‌کێک کارمه‌ندانی پێشوی رێکخراوی نه‌ته‌وه‌یه‌گرتوه‌کان له‌ سیمپۆزیۆمی ساڵی1998ی زایینی که‌ لێکۆڵینه‌وه‌یێک له‌سه‌ر"رۆڵی زمان و مافی مرۆڤ"له‌موناسبه‌ته‌کانی(رۆژه‌تایبه‌ته‌کان)کۆمه‌ڵایه‌تی به‌رپاکرابوو پێشکه‌شکرا.

له‌م رێگاوه‌ ئه‌ڕۆین و به‌بۆنه‌ی په‌یوه‌ندی ئه‌م به‌ڕێزه‌وه‌ له‌ گه‌ل زمان و مافی مرۆڤ و ئاشنا بوون وگرێبه‌ستراوی ئه‌و له‌گه‌ل ته‌نگ و چه‌ڵه‌مه‌ی گه‌لێک له‌و بابه‌تانه‌وه‌ که‌ له‌سه‌ر رۆح و جه‌سته‌ی مرۆڤ ئه‌سه‌ر دائه‌نن و زایێده‌ی قسه‌کردن به‌ زمانی جیا له‌زمانی دایکی،سه‌رهه‌ڵدێنن.

کۆمه‌ڵگای ئێمه‌ به‌تایبه‌ت وڵاتی ئێران،یه‌کێک له‌و کۆمه‌ڵگایانه‌که‌ به‌ چه ندین زمان ئاخه‌فتن ئه‌که‌ن،رۆڵی زمانی دایکی له‌م کۆمه‌ڵگایه‌ په‌یوه‌ندی له‌ گه‌ل عه‌قڵانییه‌تی کۆمه‌ڵایه‌تی و پێشکه‌وتنی هه‌مه‌لایه‌نه‌ی نه‌ته‌وه‌کان،سه‌رنج راکێشی هه‌موو لایه‌نه‌ فه‌رهه‌نگی و نه‌ته‌وایه‌تی،نه‌ته‌وه‌کانی جیاجیای وڵاتی ئێرانه‌.ڕاسته‌ که‌ له‌م باسه‌دا به‌ رواڵه‌ت واقعییه‌یێکی تاڵ و ئاڵۆز بۆ بڕێک له‌وانه‌ به‌رچاو ئه‌که‌وێت به‌ڵام ئه‌مه‌ خاڵێکی هه‌ره‌گرنگ و شێوازێکه‌ له‌ شێوازه‌کانی تێگه‌یێشتن و ددان نان و قه‌بووڵ کردنی ده‌نگی به‌رابه‌ره‌ له‌ دونیایه‌کی مۆدێرن و کۆمه‌ڵگایه‌کی پێشکه‌وتووی دوور له‌ هه‌ر چه‌شنه‌ هه‌ستێکی وێڵ و نه‌بڕاوه‌ و بێ سنور.‌

ئه‌م ووتاره‌ له‌لایه‌ن به‌ڕێز"ا.ئه‌ییوبی"وه‌ له‌سه‌ر زمانی ئینگلیزی ،وه‌رگێڕوه‌ته‌ سه رزمانی فارسی و ئێمه‌یش له‌ گه‌لیا ئه‌ڕۆین و به‌ئیوه‌ی خوێنه‌ری خۆشه‌ویست پێشکه‌شی ئه‌که‌ین.

سه‌رۆکی به‌ڕێز:

قه‌ڵاچۆکردن،یان نه‌هێشتن و دابڕان له‌زمان،به‌ واتای ئه‌مڕۆ،که‌م ئه‌ندام بوون له‌ئاخافتنه‌ بێ ئه‌وه‌ی مرۆڤ هه‌ست به‌ ئازاری ده‌روونی وجه‌سته‌ی خۆی بکات،ئه‌م حاڵه‌ته‌ توانه‌وه‌ی فه‌رهه‌نگی و که‌لتووری وده‌نگی مرۆڤه‌ له‌ نێو کۆمه‌ڵگای ره‌نگاوره‌نگ و فره‌ زمانیه‌، ئه‌م خه‌سارو ره‌نج و ئازاره‌ هی ئه‌وکه‌سانه‌یه‌ که‌ هه‌ست به‌ تێگه‌یێشتن و ئێش ئازاری به‌دی هاتووی له‌م حاڵه‌ته‌ ناکه‌ن ویان زۆر که‌م ئه‌که‌ن. به‌م حاڵه‌یش ئه‌م گرفته‌ چاره‌سه‌ری ئاسان و راحه‌تی هه‌یه‌ و پێویستی به‌خواستیێکی واقێعی و ئێراده‌یه‌کی پته‌وه‌. هه‌سته‌کی پته‌و که‌ به‌سه‌ر هه‌موو بنه‌ماکانی مافی مرۆڤ شه‌پۆل ئه‌دات،هه‌ستێکی به‌رز،بۆداڕشتنی بناغه‌ی عه‌داڵه‌ت وبه‌رابه‌ری؛ به‌ڵام ئه‌وه‌ی که‌ جێگای سه‌رنجه‌ و که‌متر که‌سێک له‌وه‌ ئاگاداره‌،گرنگی عه‌داڵه‌ت و به‌رابه‌ریه‌ له‌ پێناو زمان و یان گرنگی زمان له‌ پێناوی عه‌داڵه‌ت و به‌رابه‌ریه‌.

ئه‌وه‌ی که‌ له‌ کۆمه‌ڵگاکان ئه‌بینرێت و به‌رچاوه‌،به‌ره‌نگاربوونه‌وه‌مان له‌گه‌ل زمانه‌؛به‌واتایه‌کتر،له‌نێو هه‌موو ئه‌و زمانانه‌دا،زمانێک له‌ سه‌ره‌وه‌ی هه‌موو زمانه‌کان دایه‌ و به‌سه‌ر زمانه‌کانی بن ده‌سدا ئاغایه‌تی خۆی ئه‌کات! له‌م کۆشکه‌دا(نه‌ته‌وه‌یه‌گرتوه‌کان)که‌ ئێمه‌ی تێداین!له‌کاتێکدا که‌ بڕێک له‌م که‌سایه‌تیانه‌،ئه‌توانن به‌زمانی دایکی خۆیان بدوێن و قسه‌بکه‌ن،زۆربه‌ی که‌سایه‌تی ترهه‌ن له‌م مافه‌ بێ به‌شن.ئه‌گه‌ر ئه‌مریکایه‌کان،فرانسیه‌کان و یان هه‌ر که‌سایه‌تی وڵاتێکی تری پێشکه‌وتو و ده‌سه‌ڵاتدار،مه‌جبوور بوایه‌ت چ له‌ ئاخافتن و چ له‌ نوسین دا له‌ زمانێک جیا له‌ زمانی دایکی خۆی که‌ڵک وه‌ر بگرێت،ئه‌وکاته‌ تێ ئه‌گه‌ییشت و دائه‌چڵه‌کا که‌ هاوکاران و هاوخه‌باتانی له‌ چ فه‌لاکه‌ت و دژواری و ته‌نگایه‌ک دا ئه‌ژین و له‌م ئاغایه‌تییه‌ بێ به‌شن!له‌م کاته‌دا شایه‌د بۆیان گرنگی که‌ڵک وه‌رگرتن له‌ زمان بۆ به‌دیهاتنی عه‌داڵه‌ت و یه‌کسانی له‌ کۆمه‌لگادا ده‌رکه‌وێ.ئه‌مه‌ وائه‌کات ئه‌ومتمانه‌ بشکێنێ.هه‌رچه‌نده‌ به‌دیالۆگ،ووتاروو ڕاوێژی زۆرله‌م بابه‌تانه‌ ئاڵ و گۆڕبکرێت به‌ڵام ئه‌گه‌ر ئیراده‌یه‌کی نه‌گۆڕ و پته‌و بۆ چاکسازی ئه‌م بیره‌ نه‌بینرێت،بێسووده‌.

که‌سانێک ئه‌توانن له‌زمانی دایکی خۆیان بۆدیالۆگ و گۆڕینه‌وه‌ی بیروئه‌ندیشه‌،که‌ڵک وه‌رگرن،نیسبه‌ت به‌وکه‌سانه‌ که‌ له‌م خاڵه‌ پۆزیتیوه‌ بێبه‌شن،شێوه‌یێکی بێ مه‌یلی و بێ ڕۆحی بێ سه‌رنج دان به‌وان به‌رچاو ئه‌که‌ون و ئه‌مه‌ جۆرێک سووکایه‌تی به‌ که‌سایه‌تی به‌رابه‌ره‌.کاتێک که‌سێک مه‌جبوورئه‌بێت به‌زمانێک جیا له‌ زمانی دایکی خۆی قسه‌بکات؛به‌ڕواڵه‌ت که‌م زه‌ین و لاوازه‌،هاوکات له‌وانه‌یه‌ ببێت به‌ گاڵته‌جاڕی خه‌ڵکانی ده‌ورووبه‌ریشی.

 درێژه‌ی هه‌یه‌

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 1:3 AM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

هۆکاره‌کانی به‌ره‌و ڕووچوونی لاوان ومێرمنداڵان بۆلای "کراک"

"کراک" یه‌کێک له‌ ماده‌ سڕکه‌ره‌کانه‌ که‌ به‌ تازه‌یی وله‌م سه‌رده‌مه‌دا چوه‌ته‌ نێو بازاڕه‌وه،که‌ به‌داخه‌وه‌ زۆر به‌خێرایی توانی له‌نێو لاوان ومێرمناڵان دا جێی خۆش کات و زۆرێک له‌وان به‌ره‌و نه‌مان و مه‌رگ بکێشێت!

به‌ڵام با بزانین که‌ چۆن و چلۆن تا ئه‌م ڕادایه‌ ئه‌م ماده‌سڕکه‌ره‌ و ماڵ وێرانکه‌ره‌!سه‌ره‌نجی لاوانی بۆ لای خۆی ڕاکێشا و له‌م ماوه‌ کورته‌دا بوه‌ هۆی کێشه‌یه‌کی کۆمه‌ڵایه‌تی قورس وگرنگ،جا جێی خۆیه‌تی تیشک بخه‌ینه‌ سه‌ر بڕێ له‌م هۆکارانه‌ و ئاماژه‌یێکی کورتیان بۆبکه‌ین: 

    "کراک" هه‌رئه‌و ماده‌سڕکه‌ره‌ و وێرانکه‌ره‌یه‌ که‌ "هێرۆئین"ی پێ ئه‌ڵێن و به‌ شێوه‌یه‌ک دۆشاویان! لێ گرتوه‌،به‌ڵام هه‌رئه‌و "هێرۆئینه‌" خالیسه‌یه‌ که‌ ڕێژه‌ی"خلووسی" ئه‌گاته‌ 60تا 70؛ به‌ واتایه‌کی تر60تا70 له‌ سه‌دی زیاتر له‌ هێرۆئین زیان له‌ مرۆڤ و جه‌سته‌ی مرۆڤ ئه‌گه‌یێنێ.

پرسیار‌: زۆربه‌ی خه‌ڵک ته‌نانه‌ت له‌ هێنانی ناوی"هێرۆئینیش"ئه‌ترسن،که‌چی بۆ "کراک" وانین،ئه‌گه‌رچی "کراک" چه‌ندین به‌رابه‌ر زه‌ره‌ر و زیانی زۆرتره‌،به‌ڵام پرسیار ئه‌وه‌یه‌ بۆچی و چی بوه‌ له‌"کراک" پێشوازی ئه‌کرێ؟!!

وه‌ڵام: یه‌کێک له‌م هۆیانه‌ گۆڕانی ناوه‌که‌یه‌تی،به‌م شێوه‌:له‌" هێرۆئینه‌وه"‌ بۆ" کراک". هێرۆئین،ناوێکی "به‌دفه‌ڕ و ناحه‌زه‌"! به‌ڵام "کراک" ناوێکی تازه‌یه‌! لاوان نایناسن و بێ ئاگا له‌وه‌ی که‌ زیانی 60تا70 له‌ سه‌دی زیاتره‌! وائه‌زانن که‌ ماده‌ێکی تازه‌یه‌،که‌م زیانه‌ و ئێـعتیادهێنه‌ر نییه‌،به‌پێچه‌وانه‌وه‌، ئه‌وان بێ ئاگا له‌وه‌ی که‌ یه‌کێک له‌ماده‌سڕکه‌ره‌کانی زیان ئاوه‌ر و به‌ڵکوو زیاتر له‌ هێرۆئین،که‌ ته‌نانه‌ت لاوان له‌ ناوی ئه‌ترسن.

"کراک"زۆرزۆر زیان ئاوه‌ر و ئێعتیاد هێنه‌ره‌ که‌ ته‌نیا به‌ یه‌ک جار به‌ ئه‌زموون کردن(ئێمتێحان) بۆهه‌میشه‌ به‌ دایێم،مرۆڤ بۆلای خۆی ئه‌کێشێ و گرفتاری ئه‌بێ و ژیانی په‌ره‌وازه‌ ئه‌بێ وهه‌ستی ئه‌کوژێ و له‌ماوه‌یه‌کی کورتدا ئه‌ندام و کۆئه‌ندامی جه‌سته‌ی ئه‌ڕزێ و له‌ ئاکامدا مه‌رگ له‌ درگای ئه‌دا و به‌رۆکی ئه‌گرێ.

بورهان ئه‌خته‌ر کارناسی به‌شی به‌رگری نه‌خۆشییه‌کان

ناوه‌ندی بێهداشتی مه‌ریوان

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 22 شهریور1387ساعت 10:17 PM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

 

 

جنگل ها نباید بمیرند بلا فاصله ما هم خواهیم مرد

آدمی از آغاز زندگی تابع طبیعت بوده است وبرای زیستن خود به طبیعت نیاز مبرم داشته است ودر هنگام وقوع طوفان،زلزله،طغیان آب وفوران آتشفشان،ودرحوادثی مانند آن ،ترس ووحشت داشته است در هنگام این وحشت به درختان پناه آورده است.پرسش اینجاست که  انسان امروزی به کجا پناه ببرد؟!این درحالی است که بتدریج انسان میخواهد این پناهگاه خود رابادست خود نابود سازد!

 

رفتار ما کافی است که درختی را گردن زنیم وبسوزانیم ویا به طورعمد ویا غیرعمد ازروی بی دقتی ویا بدلیل واژگون شدن یک وسیله نقلیه،حامل موادسوختی(دشمن شماره یک وسرسخت طبیعت)که با عجله بدون توجه به خطرات پیش بینی نشده،به سوی مقصد درحرکت است،این مواد سمی را به طبیعت تزریق نماییم؛درنهایت جنگلی را نابود کنیم ،جانوری را بمیرانیم و با مرگ جنگل ما نیز.............

 

 

 

در برابر هر آنچه که انجام خواهیم داد مسئولیم ،این شوخی نیست حقیقت است آنرا بخاطر بسپار!

محیط زیست سر چشمه مهم حیات از آغاز پیدایش تا امروز بوده و خواهد بود ،بنابراین دراین دوره ازحیات در تغییر و تحول و دگر گونی آن نقش بسزایی داشته است، محیط زیست یکی از فاکتورهای مهم و اکتیو در آرامش وآسایش انسانها بوده و هر گونه دستکاری در آن باعث تخریب ، نابودی و آلوده نمودن آن در راستای  دست یافتن به اهداف غیر اصولی اقتصادی صدمات جبران ناپذیر را متحمل خواهد شد که آنقدر مهم و تدریجی خواهد بود که درک آنها بسیار پیچیده و غیر قابل تصور خواهد بود .

با نگاهی  آگاهانه به تخریب وسوزاندن ونابودی قسمتی از جنگلها ی سر سبز در مسیر جاده های سنندج –سروآباد – مریوان و سنندج  جانوره – مریوان به بهانه توسعه راهها و مقاصد اقتصادی !!(قاچاق سوخت با ما شینهای رو باز )که هیچگونه امنیت جانی برای انسان وطبیعت نداردو به راحتی در کنار وجلو چشم های ما انسانهای متعارف وبظاهردلسوز ومترحم، با دیدگاه های مختلف مادی ومعنوی  عبور خواهد کرد .که هر کدام از ما را به سخن آوری دانشمندی (خود خوانده )!!خواهد بود که بسیاری از دانشمندان دنیای متمدن آن سوی جهان را در زیر بارانی از کلمات به ظاهر آراسته مدفون خواهد کرد .آری، در این بهار بی باران  ،که طبیعت تشنه به آسمان اشک  آلود وغم زده وبا کوله باری از دود و غبار که از بیابانهای بر هوت صحراهای سوزان آغشته به طلای سیاه به ارمغان آورده است نگاه می کند، رفیق گم شده خودرا با نگاهی مغضوب وسیاه چهره ای وحشتناک باز خواهد یافت!! در مسیر راه وبا عبور جاده، به این منظره زشت در میان آن جنگل زیبا وسبزه روی، بی توجهی، بی دقتی و ناشی گری این انسان خفته در آرامش بی جان  خود است .

آری،ماشینی با حمل وقاچاق سوخت به رانندگی انسان  بی احتیاط –بی اراده در نزدیکی چشمه ای زلال ودر کنار درختانی با قامتی کشیده اما با دستانی به چنگ کشیده به خاک که آن هم داستانی دارد!!واژگون ونه تنها تمام موادسوختی آن به اعماق دل خاک بی زبان اطراف خواهد رفت و آن را برای ابد ،خفه ومسموم خواهد کرد طعمه حریق گشته وآن درختان بلوط را نیز زنده با ضیافتی از مار ومور سوزانده وبه حیات آن پایان خواهد داد. به راستی با این وضعیتی که پیش خواهیم رفت مسئول کیست ؟  ومی خواهیم با این وضعیت به کجا برویم ؟ آیا طبیعتی که این قدر با ما مهربان است می شود که با آن،اینقدر نا مهربان بود ؟!آیا این سزاوار است ؟......

                                      برهان اختر کارشناس مرکز بهداشت مریوان

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 11:47 PM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

سةردان

کةزةردةي خؤرنشيني دووبراپةي وپاتم

             کؤض ئةکات و

لة"مةلاجامي ومةلاخدري إأواري" ماپ ئاوايي ئةکات

بةماندووبوون و هةنسکة ،هةنسکي شةماپةوة و

لةطةل ماضي طابةردي قةپوةزةي سيروان يةک ئةبن

ئي دي من داستانًٌصک بووم ..

لةسةربةرماپي نوًصذي

حةزرةتي" خدر و جامي"

لةئصوارة ثاييزصکدا رصکةوتم

لةسةر رصطةم طوپة طةلاوصذي

هةوارةکةي "مةلاخدر"

لةناو دوو بةردي سثي کةتؤزصک باران تةأي کردبوو

تميشايان ئةکردم

ثٌصم وابوو نةيان ئةناسيمةوة،

هيلة هيليان ئةهات

وةکوو بپصي ضاوةأواني مصوانصکيان بوون

لةبري خؤيانةوة قسةيان ئةکرد

کةس تص نةئةطةيشت!

کةدوورکةوتمةوة

هةروابةردةوام......

بةتوندي دوورکةوتمةوة

تةنيا مؤرة مؤر ! و هيلةهيليان بةسووکي بةطوصم ئةکةوت

زةردة هصدي هصدي لةضاوي ماندووم ون ئةبوو

داربةأووکان بةمصزةرةي شينةوة لةقاثةکي رةش دا

لةکؤپةکةي نصوهةيواني ديواخان ئةضوون

تةنانةت مةرطيش

لةسةر أصطةي کة داطيرکةران دايان نابوو!!

ثاپ داوصني کراسةکانيان طرتبوو،دايان نةئةضپةکاند.

دةوةن بةدةوةن ،سصبةرةکان بةجل وبةرطي رةشةوة

بةدووي زةردةدا سةرئةکةوتن

 

 درێژه‌ی هه‌یه‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 11:5 PM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

 

 

 

طؤرِةكة

طي دي مؤثاسان

لة ئينطليزييةوة: ئوميَد فايةق قةرةداغي

 حةظدةي تةموزي سالَي هةزار و هةشت سةد و هةشتاو سيَ، كاتذميَر دوو و نيوي بةياني، ثاسةواني طؤرِستانةكةي بيَزيَي، كة لة كوختةيةكي بضووكي قةراخ ئةم كيَلَطةيةي موردوواندا دةذيا، لة وةرِيني سةطةكةي وةخةبةر هات، كة لة ناو ضيَشتخانةكةدا دةرطاي ليَ داخرابوو. ثاساوانةكة بة خيَرايي ضووة خوارةوة و بيني ئةو بةسزمانة بؤن بة كوني دةرطاكةوة دةكات و شيَتطيرانة دةوةرِيَت وةك ئةوةي هةنديَ ثياو خراث بة دزييةوة لة دةوري مالَةكة بطةرِيَن.

ظنسنتي ثاسةوان، تفةنطةكةي هةلَطرت و ضووة دةرةوة. سةطةكةي كة ثيَشي كةوتبوو دةست بةجيَ بة ئاراستةي شةقامي طشتي بؤنيَ رِايكرد، لة مؤنؤميَنتي خاتوو تؤمؤيسؤدا لة ثرِ دةوةستا، ثاسةوانةكة بة ئاطاوة نزيك دةبووةوة، هةر كة رِووناكيةكي كزي لة تةنيشت شةقامي ماليَنظةرةوة بيني، كة لة نيَوان طؤرةكانةوة دزةي دةكرد، كردةوةيةكي سامناكي بةدكاري بؤ دةركةوت. ثياويَك تابوتي كضيَكي لاوي، كة ئيوارةي ثيَشوتر نيَذرابوو، هةلَكةندبووةوة و تةرمةكةي ليَ دةردةهيَنا. ضرايةكي بضوكي بيَ شةوقيش لةسةر كورِايي زةوييةكة دانرابوو و ئةو ديمةنة بيَزراوةي رِووناك دةكردةوة.

ظنسنت بازيداية سةر كابراي بيَ رِةوشت، فرِيَي داية سةر زةوي و دةستةكاني بةست و بردي بؤ بنكةي ثؤليس.

كابرا ثاريَزةريَكي طةنج و دةولَةمةند و بةرِيَزي شارؤضكةكة بوو، ناويشي كؤرباتاي بوو، رِاكيشراية دادطا و جيَطري طشتيش كيَشةكةي بةرِةوانةكردني كارة ضةثةلَةكاني بؤ ثشكنةر بيرنران، كردةوة. شةثؤليَك لة رق و كينة بالَي كيَشا بةسةر هؤلَي دادطادا، كاتيَك دادوةر دانيشت جةماوةري كؤبووةوة هاواريان كرد "مردن! مردن!" دادوةري سةرؤككار بة نارةحةت بيَ دةنطي رِاطرت و ثاشان بة سةنطيني طوتي: "ثاريَزةر، ضي هةية تا لة بةرطريكردنتا بيلَيَيت؟" كؤرباتاي كة كةسيَكي لاو و بالاَبةرز و ئةسمةر بوو تؤمةتةكةي رِةتكردبووةوة، هةستا سةرثيَ، روخساريَكي قسة لة رِوو، شيَوازيَكي ضالاك و ضاوانيَكي بيَ ترسي هةبوو. هيض طرنطيةكي نةدا بة فيكة ليَداني نيَو هؤلَةكة، بةدةنطيَك دةستي كرد بة قسةكردن كة لة سةرةتادا نزم و داثؤشرابوو، بةلاَم ثاشان لة كاتيَكدا بةرةو ثيَشتر دةضوو توندتر دةبوو:

"جةنابي سةرؤك، ثياواني بةرِيَزي دةستةي خويَندخواران: من زؤر كةم ووتةم هةية كة بيلَيَم. ئةو ذنةي كة من طؤرِةكةيم هةلَداوةتةوة خؤشةويستم بوو. خؤشم ويست. "خؤشم ويست، بة خؤشةويستيةكي هةستي نا، تةنها بة ناسكي دلَ و طيان نا، بةلَكو بة خؤشةويستيةكي رِةها و تةواو، بةشةيداييةكي سةراثاطير، ليَم تيَبطةن ساتيَك بؤ يةكةم جار ثيَيطةيشتم دةركم بة هةستيَكي نامؤ كرد، نة سةرسامي بوو، نة ثةسةندكردن، تةنانةت ئةوةش نةبوو كة ثيَي دةلَيَن خؤشةويستي لة يةكةم نيطاوة، بةلَكو هةستكردن بوو بة دؤخيَكي خؤش وةك ئةوةي لة نيَو طةرماويَكي شلةتيَندا نوقم كرابيَتم! ئاماذةكاني سةرنجيان رِاكيَشام، دةنطي شةيداي كردم، و كة دةمرِواني بؤ جةستةي ئةوة ضيَذيَكي بيَ كؤتايي هةبوو. وا دةردةكةوت لام كة ثيَشتر بينيبيَتم هةروةها بؤ كاتيَكي دوور و دريَذ ناسيبيَتم. لة ناخيدا بةشيَك لة رِؤحي مني هةبوو. وةك وةلاَميَك دةهاتة بةرضاوم بؤ ئةو هاوارةي كة لةلايةن رِؤحمةوة دةردةبرِا، بؤ ئةو طيانة ويَلَ و يةكبينةي لةطةلَيدا لةماوةي سةراثاي ذيانماندا داواي ئاوات دةكةين. كاتيَك كةميَك باشتر ناسيم، تاكة بيري دووبارة بينينةوةي ثرِي كردم لة ثةريَشانييةكي قولَ و بةتين، لاي من طرتني دةستةكاني شاديهيَنةرتر بوو لة هةر شتيَك كة بيرم ليَ كردبيَتةوة، زةردةخةنةكةي ثرِي دةكردم لة كةيفيَكي شيَتانة، لةطةلَ ئارةزووي رِاكردن و هةلَثةرين، بؤ خؤ هةلَدانم بةسةر زةويدا "لةبةرئةوة ئيَمة بوينة خؤشةويستي يةكدي" بةلَيَ، لةوةش زياتر ئةو هةموو ذيانم بوو و لةسةر زةويدا بؤ هيض شتيَكي دي نةدةطةرِام، و هيض ئارةزووي زياترم نةبوو. ثةرؤشي هيض شتيَكي دي نةبووم. ئيَوارةيةكيان كاتيَك بةردةوام بووين لة ثياسةيةكي تارادةيةك دوور و دريَذ بة تةنيشت رِووبارةكةدا باران دايكرد بةسةرماندا، ئةو توشي هةلاَمةت بوو، هةلاَمةتةكة رِؤذي دوايي طةشةي كرد بؤ سوتانةوةي سيةكاني، وة هةفتةيةك دواتر مرد. لة ماوةي كاتذميَرةكاني ئازار ضةشتنيدا، سةرسامي و شثرزةيي رِيَطايان طرت لة تيَطةيشتن و رِامانم ليَي، بةلاَم كاتيَك كة مرد بيَ ئوميَدي ئةوةندة رِوخاندمي كة ضيتر هيض بيركردنةوةيةكم نةمابوو. طريام لةمةوداي هةموو وردةكارية سامناكةكاني بةخاك سثاردنةكةيدا، ثةرؤشي و ئازاري دذوارم وةكو شيَتيةك كة جؤريَك لة خةمي هةستي و جةستةيي وابوو. ثاشان كاتيَك كة ئةو رِؤشت، كاتيَك لة ذيَر طلَدا بوو، جاريَكي دي ئةقلَم لة ثرِ خؤي دؤزييةوة، و بة زنجيرةيةك ذاني رِةفتاريدا تيَثةرِيم، كة ئةوةندة ترسناك بوون، تةنها مةطةر ئةو خؤشةويستييةي ئةو بؤي نيشاندا بووم ئةوةندة طران بوو بيَت. لة دوايدا ئةو بؤضوونة جيَطيرةم بؤ هات: جاريَكي دي نايبينمةوة. كاتيَك كةسيَك سةراثاي رؤذيَك لةو بيركردنةوةية بكؤلَيَتةوة، وا هةست دةكات بةرةو شيَتي دةضيَت. تةنها بير لةوة بكةوة! ئافرةتيَك هةية و تؤ ثيَي سةرمةستي، ئافرةتيَكي تاكة، لة هةموو دونيادا يةكيَكي دي وةك ئةوي تيَدا نيية. ئةو ذنة خؤي دةداتة تؤ و لةطةلَ تؤدا يةكيَتيةكي ناديار دروست دةكات كة ثيَي دةلَيَن خؤشةويستي. ضاوةكاني لة بؤشايي فراوانتر، لة ذيان دلَرِفيَنتر دةركةون لات، ئةو ضاوةرِوونانة لةطةلَ سؤزدا زةردةخةنة بطرن. ئةم ذنة تؤي خؤشبوويَت، كاتيَك دةدويَت بؤت دةنطي شادي داباريَنيَت بةسةرتا. و لةثرِ ديارنةميَنيَت! بير بكةنةوةليَي! ديارنةميَنيَت، نةك تةنها لاي تؤ، بةلَكو بؤ هةتا هةتاية، ئةو دةمريَت. تيَدةطةن ئةمة ماناي ضيية؟ هةرطيز، هةرطيز، هةرطيز، لةوة زياتر لة هيض جيَطايةك ناميَنيَت ضيتر ئةو ضاوانة دووبارة بة هيض شتيَكدا ناروانيَت، جاريَكي دي نة ئةو دةنطة و نة هيض دةنطيَكي وةكو ئةو وشةيةك دةرنابرِيَت بة هةمان ئةو شيَوةيةي ئةو دةريدةبرِي! جاريَكي تر رِوخساريَك لة دايك نابيَت وةك رِوخساري ئةو، هةرطيز، هةرطيز! قالَبي ثةيكةرةكان لةناو ناضن، دارشتةكان دةميَنن و كةسيَك دةتوانيَت تةني وايان ليَ دروست بكات كة هةمان هيلكاري و شيَوةي هةبيَت، بةلاَم ئةو تاكة جةستة و ئةو تاكة رِوخسارة جاريَكي دي دووبارة لةسةر زةويدا لةدايك نابيَتةوة. وة هيَشتا مليؤنان و مليؤنان وة لةوةش زياتر بوونةوةر لةدايك دةبن، و ئةم تاكة ذنة لة نيَو هةموو ذناني داهاتوودا دةرناكةويَتةوة. ئايا دةشيَ؟ كةسيَ شيَت بكات كة بير لةوة بكاتةوة.

ئةو بيست سالَ ذيا، زياتر نا، و بؤ هةميشة وون بوو، بؤ هةميشة بؤ هةميشة، بؤ هةميشة! ئةو بيري كردةوة، زةردةخةنةي كرد و خؤشيويستي. و ئيَستا هيض! ئةو ميَشانةي لة ثايزدا دةمرن ئةوةندةي ئيَمة زؤرن لةم جيهانةدا. وة ئيَستا هيض! هةروةها ثيَموابوو كة جةستةي، جةستةي ناسكي، زؤر طةرم، زؤر شيرين، زؤر سثي و زؤر نازةنين لةويَدا لةو سندوقةدا لة ذيَر زةويدا دةرِزيَت. طياني بيركردنةوةي، خؤشةويستيةكةي لة كويَية؟ نةبينينةوةي ئةو بؤ جاريَكي دي! بيركردنةوة لةو جةستة داهيَزراوة، كة رِةنطبوو هيَشتا بيناسمةوة، شثرزةي كردم. ويستم جاريَكي دي ليَي برِوانم.

بة خاكةنازيَك و ضرايةك و ضةكوشيَك رِؤشتمة دةرةوة، بةسةر ديواري طؤرِستانةكةدا بازمداو طؤرِةكةم دؤزييةوة، كة هيَشتا بة تةواوي دانةثؤشرابوو، تابووتةكةم هةلَدايةوة و تةختةيةكم ليَ كردةوة. بؤنيَكي ناخؤش، بؤني طةنين خؤي كرد بة كونة لوتةكانمدا. ئاي جيَطاكةي بؤني ئؤريسي ليَ درابوو! هيَشتا هةر تابووتةكةم كردةوة، ضرا داطيرساوةكةم شؤرِكردةوة بؤ ناوي و ئةوم بيني، رِوخساري شين، ئاوساوو سامناك بوو. شلةيةكي رِةشيش لة دةمي ضؤرابووة دةريَ. ئةو! ئةمة ئةو بوو! ترس دايطرتم. بةلاَم قؤلَم دريَذ كرد تا ئةو روخسارة ناشيرينة بةرةو لاي خؤم رِاكيشم. وة ثاشان دةستطيركرام. بةدريَذايي شةو ئةو بؤنة ناخؤشةي ئةم جةستة رِزيوة، بؤني خؤشةويستة باشةكةمم ثاراست، هةروةك ضؤن كةسيَك بؤني خؤشي ذنيَك لة ثاش لة ئاميَزطرتني سؤزيارانةي دةثاريَزيَت. (ضيم لةطةلَ دةكةن بيكةن).

بيَدةنطيةكي نامؤ بالَي كيَشا بةسةر هؤلَةكةدا وا دةردةكةوت كة ضاوةرِواني هةنديَ شتي زياتر بن. دةستةي سويَندخؤران ضوون بؤ برِياردان. ضةند خولةكيَكي كةم دواتر كة طةرِانةوة تاوانبار كراوةكة هيض ترسيَكي نيشاننةدا وة تةنانةت وا دةرنةدةكةوت كة بير بكاتةوة. سةرؤكي دادطا لةطةلَ رِةوشتة عادةتيةكاندا ئاشكراي كرد كة دادوةرةكاني دووثاتيانكردةوة كة تاوانبار نيية.

سةرضاوة

All available works of Guy de Maupassant

The grave

From Internet

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 0:42 AM  توسط بورهان هه‌ورامی  | 

 

Ø   من هه‌وڵم دا مرۆڤ بم!

Ø       (نامه‌ی چارلی چاپلین بۆ كچه‌كه‌ی)

 

 

Ø      جرالدین كچه‌كه‌م!

Ø      ئێره شه‌وه... شه‌وێكی نوئێل. له قه‌ڵا بچكۆلانه‌كه‌ی مندا، هه‌موو ئه‌م سه‌ربازانه به بێ چه‌ك خه‌وتوون، 9 براوخوشكه‌كه‌ت و ته‌نانه‌ت دایكتیش. به ئاسته‌م توانیم بێ ئه‌وه‌ی ئه‌م باڵنده نووستووانه له‌ خه‌و بكه‌م، خۆم بگه‌یه‌نمه ئه‌م ژوورۆچكه نیمچه ڕووناكه، ئه‌م ژوورۆچكه‌یه‌ی كه وه‌ك ژووری پێش له‌ مه‌رگ وایه.

 

Ø      من له تۆ گه‌لێك دوورم، زۆر دوور... به‌ڵام چاوه‌كانم كوێر بن ئه‌گه‌ر ساتێك وێنه‌كه‌ی تۆ له چاوخانه‌كه‌ی مندا دوور كه‌نه‌وه. وێنه‌كه‌ت له‌وێ له‌سه‌ر مێزه‌كه‌یه، لێره‌ش له‌سه‌ر دڵی مندایه. به‌ڵام خۆت له‌كوێی؟ له‌وێ له پاریسی ئه‌فسوونگه‌ردا، له‌سه‌ر ئه‌و سه‌كۆ پڕشكۆیه‌ی شانۆخانه‌كه‌ی "شانزه‌‌لیزه" خه‌ریكی سه‌ماكردنی. ئه‌وه پێده‌زانم و وه‌ك بڵێی، له‌م بێده‌نگییه‌ی شه‌وگاره‌دا، ترپه‌ی هه‌‌نگاوه‌كانت ده‌بیسم و، له‌م شه‌وه‌زه‌نگه زستانییه‌دا، برووسكه‌ی ئه‌ستێره‌ی چاوه‌كانت ده‌بینم. بیستوومه نه‌خشی تۆ له‌م شانۆ پڕتیشك و پڕشكۆیه‌دا، نه‌خشی ئه‌و شاكچه‌ ئێرانییه‌یه كه بووه به دیلی خانی تاتار. شازده‌خاتوون به و سه‌ما بكه‌، ئه‌ستێره به‌ و بدره‌وشێوه. به‌ڵام ئه‌گه‌ر قاقای په‌سنكه‌ری ته‌ماشاكه‌ران و بۆنی سه‌رخۆشكه‌ری ئه‌و گوڵانه‌ی كه بۆتیان ناردووه، ده‌رفه‌تی وشیارییان به‌ تۆ دا، له سووچێكدا دانیشه، نامه‌كه‌م بخوێنه‌وه و گوێ ڕایه‌ڵه‌ بۆ ده‌نگی باوكت.

 

Ø      من باوكی تۆم جرالدین! من "چارلی چاپلین"م. كاتێك منداڵ بووی، شه‌وانێكی دوورودرێژ له سه‌رینت داده‌نیشتم و چیرۆكم بۆت ده‌گێڕایه‌وه: چیرۆكی "جوانه نووستووه‌كه له دارستانه‌كه‌دا"، چیرۆكی "ئه‌ژدیها بێداره‌كه له ده‌شته‌كه‌دا". خه‌و كه ده‌زییه چاوه پیره‌كانم لۆمه‌م ده‌كرد و پێم ده‌وت (بڕۆ من له خه‌ونی كچه‌كه‌مدا نووستووم). خه‌ونم ده‌بینی جرالدین، خه‌ون... خه‌ونی به‌یانیی تۆ، خه‌ونی ئه‌وڕۆی تۆ! كچێكم ده‌بینی له‌سه‌ر سه‌كۆدا، فریشته‌یه‌كم ده‌بینی له ئاسماندا، كه هه‌ڵپه‌ڕكێ و سه‌مای ده‌كرد و گوێم له ته‌ماشاكه‌ران بوو كه ده‌یانوت: "ئه‌و كچه‌یه ده‌بینن؟ ئه‌مه هه‌ر ئه‌و كچه‌ی لێبووك (ده‌لقه‌ك، clown)ه پیره‌كه‌یه! ناوه‌كه‌تان له‌بیره؟ چارلی!"

Ø      به‌ڵێ، من چارلیم. من له لێبووكه پیره‌یه‌ك به‌ولاوه هیچی تر نیم. ئه‌مڕۆ نۆره‌ی تۆیه. سه‌ما بكه!

 

Ø      سه‌ما بكه‌! من به‌و شه‌رواڵه ده‌ڵپه دڕاوه سه‌مام كرد و، تۆ له به‌رگی حه‌ریری شازاده‌كاندا سه‌ما ده‌كه‌ی. ئه‌م سه‌مایانه‌ و له‌وانه‌ش زیاتر، ده‌نگی چه‌پڵه‌لێدانی ته‌ماشاكه‌ران، جاروبار ده‌تبه‌نه كه‌شكه‌شه‌ی ئاسمانه‌وه. بڕۆ! بڕۆ بۆ ئه‌وێش! به‌ڵام تاونه‌تاویش وه‌ره‌وه سه‌ر زه‌وی و سه‌یری ژیانی خه‌ڵكی بكه: ژیانی سه‌ماچییه‌ گه‌ڕیده‌كانی كۆڵانه تاریكه‌كان كه به سكی برسی و لاقی له‌‌رزۆك كه له‌به‌ر هه‌ژاری ده‌هه‌ژێن و هه‌ڵده‌په‌ڕن و سه‌ما ده‌كه‌‌ن. من یه‌کێك له‌مانه بووم جرالدین! له‌و شه‌وانه‌دا، له‌و شه‌وانه‌دا كه شه‌وانی ئه‌فسانه‌ییی منداڵیی تۆ بوون و به لایه‌لایه‌ی حه‌كایه‌ته‌كانی من ده‌چوویه خه‌و، من دیسانه‌وه‌ش بێدار ده‌مامه‌وه و سه‌یری ڕوومه‌تی تۆم ده‌كرد. ترپه‌ی دڵتم ده‌ژمارد و، له‌ خۆم ده‌مپرسی: چارلی! ئاخۆ ئه‌م بێچووه پشیله‌یه قه‌ت ده‌تناسێته‌وه؟.

 

Ø      تۆ من ناناسی جرالدین! له‌و شه‌وه دوورانه‌دا، به‌س چیرۆكم بۆت گێڕایه‌وه، به‌ڵام چیرۆكی خۆمتم قه‌ت بۆ باس نه‌كرد. ئه‌مه‌ش به‌سه‌رهاتێكه شیاوی گوێ‌لێگرتن: چیرۆكی ئه‌و لێبووكه برسییه‌ی كه له بێبایه‌خترین گه‌ڕه‌كه‌كانی له‌نده‌ندا گۆرانیی ده‌وت و سه‌مای ده‌کرد و خێری كۆ ده‌كرده‌وه. ئه‌مه‌یه چیرۆكی من. من تامی برسییه‌تیم چێژتووه. من ئازاری بێخانومانیم كێشاوه و زێده‌تر له‌مانه‌ش، من ئازاری سووكایه‌تی پێكرانی ئه‌و لێبووكه گه‌ڕیده‌یه‌ی كه ئۆقیانووسێ له ڕۆحبه‌رزی له دڵیا شه‌پۆل ده‌دا، به‌ڵام سكه‌ی خێری ڕێبوارێ خۆپه‌رست وشكی ده‌كاته‌وه، هه‌ست پێكردووه. به گشت ئه‌مانه‌وه، من زیندووم و له زیندووان، پێش له‌وه‌ی بمرن نابێ باسێ بكرێ. چیرۆكی من به‌ كه‌ڵكی تۆ نایه، با له تۆ بدوێین! پاشناوی تۆ، ناوی منه: چاپلین! هه‌ر به‌م ناوه، پتر له چل ساڵ خه‌ڵكی ڕووی زه‌ویم پێكه‌ناند و پتر له‌وه‌ی ئه‌وان پێكه‌نین، خۆم گریام. جرالدین! له‌و  دنیایه‌ی كه تۆی تیا ده‌ژیت، ته‌نیا هه‌ڵپه‌ڕكێ و مۆسیقا نییه.

 

Ø      نیوه‌شه‌و كاتێ له هۆڵی پڕشكۆی شانۆخانه‌كه دێیته ده‌ره‌وه، ئه‌و په‌سنكه‌ره ده‌وڵه‌مه‌ندانه یه‌كسه‌ر له‌بیر به‌ره‌وه، به‌ڵام حاڵی ئه‌و شۆفیر تاكسییه‌ی كه تۆ ده‌گه‌یه‌نێته‌وه ماڵ، بپرسه، حاڵی ئافره‌ته‌كه‌شی بپرسه... و ئه‌گه‌ر دووگیان بوو و ئه‌گه‌ر پاره‌یه‌کی بۆ كڕینی جلوبه‌رگی منداڵه‌كه‌ی نه‌بوو، چه‌كێ ڕاكێشه و به دزییه‌وه بیخه‌ره گیرفانی مێرده‌كه‌یه‌وه. به نوێنه‌ره‌كه‌ی خۆم له بانكی پاریسدا فه‌رمانم داوه ته‌نیا به‌مجۆره خه‌رجانه‌ی تۆ، بێ لێپرسینه‌وه قایل بێ، به‌ڵام بۆ خه‌رجه‌كانی‌ تر ده‌بێ لیسته‌ی خه‌رج بنێری. جاروبار به پاس، به میترۆ، شاره‌كه بگه‌ڕێ و سه‌یری خه‌ڵكی بكه، سه‌یری بێوه‌ژنان و منداڵانی هه‌تیو بكه. لانیكه‌م ڕۆژی جارێ به خۆت بڵێ: "منیش یه‌كێك له‌وانم!". تۆ یه‌كێك له‌وانی كچم! نه زیاتر!

 

Ø      هونه‌ر، پێش له‌وه‌ی دوو باڵ بۆ فڕین بداته مرۆڤ، زۆرجار دوو لاقه‌كه‌شی ده‌شكێنێ. كاتێ گه‌یشتیته ئه‌وێی كه ساتێ خۆت بانتر له بینه‌رانی سه‌ماكه‌ی خۆت بزانی، هه‌ر ئه‌و ساته سه‌كۆكه به‌جێ بێڵه و به یه‌كه‌مین تاكسی خۆت بگه‌یه‌نه ده‌وروبه‌ری پاریس. من ئه‌وێ باش ده‌ناسم. له‌مێژه ئه‌وێ بێشكه‌ی به‌هاریی قه‌ره‌جه‌کان بووه. له‌وێ سه‌ماچییانێكی وه‌ك خۆت ده‌بینی. جوانتر له تۆ، گورجوگۆڵتر له تۆ و ڕۆحبه‌رزتر له‌ تۆ. له‌وێ تیشكی كوێركه‌ری تیشكهاوێژه‌كانی شانۆخانه‌كه‌ی "شانزه‌لیزه" له ئارادا نییه. تیشكهاوێژه‌كانی سه‌ماچییه‌ قه‌ره‌جه‌كان، ته‌نیا تیشكی مانگه‌شه‌وه. سه‌یر كه! باش سه‌یر كه! ئاخۆ باشتر له تۆ هه‌ڵناپه‌ڕن و سه‌ما ناكه‌ن؟ دانی پێدا بنێ كچم! هه‌میشه كه‌سێك هه‌یه كه باشتر له تۆ سه‌ما ده‌كا! هه‌میشه كه‌سێك هه‌یه كه باشتر له تۆ لێده‌دا.

Ø      وه ئه‌وه‌ش بزانه كه له بنه‌ماڵه‌ی چارلیدا قه‌ت كه‌سێك هێنده‌ ده‌مه‌وه‌ر نه‌بووه كه به گالیسكه‌چییه‌ك، یان سواڵكه‌رێكی قه‌راخی ڕووباری "سن"، جنێوێ بدات.

Ø      من ده‌مرم و تۆ ده‌مێنیته‌وه. هیوادارم كه هه‌رگیز له هه‌ژاریدا نه‌ژیت. له‌گه‌ڵ ئه‌م نامه‌یه‌دا چه‌كێكی سپیت بۆ ده‌نێرم. هه‌ر بڕێكت پێخۆشه تیایدا بینووسه و وه‌ریگره. به‌ڵام هه‌میشه كاتێ دوو فرانك خه‌رج ده‌كه‌ی، به خۆت بڵێ: "سێهه‌مین سكه هی من نییه، ئه‌مه ده‌بێ هی كه‌سێكی بێناو بێ كه ئیمشه‌و پێویستی به فرانكێكه."

Ø      به دواگه‌ڕانێك پێویست نییه. گه‌ر بته‌وێ ئه‌م پێویستمه‌نده بێناوانه له هه‌موو شوێنێكدا ده‌دۆزیته‌‌وه. ئه‌گه‌ر له پاره‌ و سكه له‌گه‌ڵ تۆ ده‌دوێم، بۆ ئه‌وه‌یه كه له هێزی فریو و ئه‌فسوونی ئه‌م منداڵانی شه‌یتانه چاك ئاگادارم. من سه‌رده‌مێكی درێژ له سركدا ژیاوم و هه‌میشه و هه‌ر سات له‌به‌ر ئه‌و په‌ته‌وانانه‌ی له‌سه‌ر په‌تێكی زۆر ناسكدا ڕێ ده‌كه‌ن، په‌شێو بووم. به‌ڵام ئه‌م ڕاستییه به تۆ بڵێم كچم: "خه‌ڵكی له‌سه‌ر زه‌ویی پته‌و، زۆرتر له په‌ته‌وانانی سه‌ر په‌تی ناپته‌و داده‌كه‌ون و هه‌ره‌س ده‌‌هێنن."

 

Ø      ڕه‌نگه شه‌وێ وریجه‌ی گرانباییترین ئه‌ڵماسی ئه‌م دنیایه فریوت بدات. ئه‌و شه‌وه ئه‌م ئه‌ڵماسه ده‌بێته په‌تی پچڕۆكی تۆ و داكه‌وتن و هه‌ره‌سهێنانت مسۆگه‌ر ده‌بێ. ڕه‌نگه ڕۆژێ ڕوومه‌تی جوانی شازاده‌یه‌ك فریوت بدات، ئه‌و ڕۆژه ده‌بییه په‌ته‌وانێكی ناشاره‌زا و په‌ته‌وانه ناشاره‌زاكان هه‌میشه‌ داده‌كه‌ون.

Ø      دڵ مه‌به‌سته به زێڕ و خشڵ، چونكوو گه‌وره‌ترین ئه‌ڵماسی ئه‌م دنیایه هه‌تاوه و به‌خته‌وه‌رانه ئه‌م ئه‌ڵماسه له ملی هه‌موو كه‌سێكدا ده‌دره‌وشێته‌وه. به‌ڵام ئه‌گه‌ر ڕۆژێ دڵت به‌ست به هه‌تاوی ڕوومه‌تی پیاوێ، له‌گه‌‌ڵیا یه‌كدڵ به! به دایكتم وتووه كه له‌م باره‌وه نامه‌یه‌كت بۆ بنووسێ. ئه‌و ئه‌وین باشتر له من ده‌ناسێ، ئه‌و بۆ پێناسه و ڕاڤه‌كردنی یه‌كدڵی، شیاوتر له منه. له‌سه‌ر سه‌كۆدا، جگه له تیلمه‌یه‌ك حه‌ریری ته‌نك، شتێك لاشه‌ت داناپۆشێ. له‌به‌ر هونه‌ر، مرۆڤ ده‌توانێ ڕووتوقووت بچێته سه‌ر سه‌كۆكه و داپۆشراوتر و كیژتر بگه‌ڕێته‌وه. به‌ڵام هیچ شت و هیچ كه‌سی تر له‌م جیهانه‌دا نییه كه شیاوی ئه‌وه بێ كه كچێ نینۆكی پێی له‌به‌ر ئه‌و ڕووت كاته‌وه.

 

Ø      ڕووتی، نه‌خۆشیی سه‌رده‌می ئێمه‌یه. من پیره‌مێردم و ڕه‌نگه قسه‌ی پێكه‌نیندار بكه‌م. به‌ڵام به ڕای من، جه‌سته‌ی ڕووتی تۆ ده‌بێ هی كه‌سێك بێ كه ڕۆحی ڕووتی ئه‌وت خۆش ده‌وێت. خراپ نییه كه بیر و هزری تۆ له‌م باره‌وه هی ده ساڵی پێش بێ: هی سه‌رده‌می داپۆشران، ئه‌م ده‌ ساڵه تۆ  پیرتر ناكات. هه‌ر چۆنێ بێ هیوادارم تۆ دوایین كه‌س بی كه ده‌بێته دانیشتووی دوورگه‌ی ڕووتییه‌كان!

Ø      ده‌زانم كه باوكان و منداڵان هه‌موو كاتێ شه‌ڕێكی به‌رده‌وامیان پێكه‌وه هه‌یه. له‌گه‌ڵ من، له‌گه‌ڵ هزره‌كانم شه‌ڕ بكه كچم. من حه‌زم له منداڵانی ملكه‌چ نییه. له‌گه‌ڵ ئه‌م هه‌مووه‌دا پێش له‌وه‌ی، فرمێسكه‌كانم ئه‌م نامه‌یه ته‌ڕ كه‌ن، ده‌مه‌وێ هیوایه‌ك به خۆم بده‌م: ئیمشه‌و شه‌وی نوئێله، شه‌وی په‌رجووه! هیودارم په‌رجوو (معجزه‌)‌یه‌ك ڕوو بدات، تا تۆ ئه‌وه‌ی كه من به‌ڕاستی ده‌مویست بڵێم لێی تێبگه‌ی.

Ø      چارلی ئیدی پیر بووه جرالدین. دره‌نگ یان زوو ده‌بێ له باتیی ئه‌و كراسی سه‌ماكردنانه ڕۆژێكیش به‌رگی ماته‌م له‌به‌ر كه‌ی و بێیته سه‌ر گڵكۆكه‌م. نامه‌وێ بكه‌ویته ئه‌ركه‌وه.

 

Ø      به‌س جاروبار ڕوومه‌تت له ئاوێنه‌یه‌کدا سه‌یر بكه، له‌وێش من ده‌بینیته‌وه. خوێنی من له خوێنبه‌ره‌كانی تۆدایه. هیوادارم ته‌نانه‌ت ئه‌و كاته‌ی كه خوێن له خوێنبه‌ره‌كانی مندا وشك ده‌بێ، چارلی، باوكت، له‌بیر نه‌به‌یته‌وه. من په‌ری نه‌بووم، به‌ڵام تا ئه‌و شوێنه‌ی كه له توانامدا ‌بوو، هه‌وڵم دا مرۆڤ بم. تۆش هه‌وڵێ بده. ڕوومه‌تت ڕ‌اده‌مووسم.

 

Ø      سویسرا، دووه‌مین كاتژمێر له 8767 كاتژمێری ساڵی 1963.

 

 

Ø       (ژێده‌ر: انشا و نویسندگی، احمد احمدی، وه‌رگێڕ بۆ فارسی: فرج الله سبا. وه‌رگێڕ بۆ كوردی: دیاكۆ)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386ساعت 9:10 PM  توسط بورهان هه‌ورامی  |